الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

328

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

آرام‌تر از آن چيزى است كه طبرى با سندى از عبد الله بن شدّاد نقل كرده است . در آنجا آمده است : سپس مدتى جبرئيل بر پيامبر نازل نشد . براى همين خديجه به او گفت : چه شده است كه خداوند تو را رها كرده است ( ؟ ! ) پس از آن سورهء و الضّحى نازل شد . « 1 » ( 1 ) آنچه كه ابن اسحاق و طبرى از عبد الله بن حسن از مادرش فاطمه ، دختر امام حسين عليه السّلام در مورد جده‌اش خديجه در ابتداى بعثت نقل كرده‌اند « 2 » ، چنين سخنان تندى نيست ؛ بلكه گويى ابن اسحاق مىخواسته است كه خديجه را از چنين نسبت ناروايى مبرّا كند و براى همين ابتدا روايت عبد الله بن جعفر از رسول اللّه را نقل كرده كه فرموده است : مأمور شدم به خديجه بشارت دهم كه صاحب خانه‌اى در بهشت خواهد شد كه هيچ رنج و سختى در آن نخواهد بود . آنگاه گفته است : كسى كه به وى اعتماد دارم براى من روايت كرده است كه جبرئيل نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : سلام خدا را به خديجه برسان . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به خديجه فرمود : اين جبرئيل است كه سلام خدا را به تو مىرساند . خديجه گفت : خدا خود سلام است و سلام از او است . و سلام بر جبرئيل باد . ( 2 ) آنگاه ابن اسحاق مىگويد : براى مدتى ارسال وحى قطع شد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را غمگين كرد ؛ براى همين جبرئيل سورهء الضّحى را نازل كرد كه در آن خدايش كه او را بزرگ داشته ، قسم مىخورد كه او را وانگذاشته و رهايش نساخته است ؛ بلكه مىگويد : هيچ‌گاه خدا تو را وانگذاشته ، از آن زمان كه تو را برگزيده است و هيچ‌گاه بر تو خشم نگرفته ، از آن زمان كه به تو محبّت كرده است . آنچه از خير كه در آخرت براى تو در نظر گرفته‌ام ، بسيار بيشتر از آنچه است كه در دنيا براى تو مهيا مىسازم و « لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى » ؛ هرآينه خدا در دنيا و آخرت چندان مقام و بهره‌اى به تو خواهد داد كه راضى شوى . سپس خداوند نعمت‌هاى دنيايى را كه به وى عنايت كرده يادآور مىشود و اين كه چگونه او را از ضلالت و تنهايى نجات داده است . سپس مىگويد : « وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ » ؛ نعمت و كرامت نبوّت را يادآورى كن و مردم را به سوى خدا دعوت كن . پس از آن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نعمت نبوّت را كه خداوند به او و بندگان عنايت كرده بود ، براى كسانى كه به آنها اطمينان داشت به طور مخفيانه بيان مىكرد و آنها را به سوى اسلام دعوت مىنمود . « 3 »

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 300 و التفسير ، ج 30 ، ص 162 . ( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 255 و تاريخ طبرى به نقل از او ج 2 ، ص 303 . ( 3 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 257 - 279 .